
در کویر بی محبت یک انسان چه باید کرد!؟آنجا که جز خار مغویلان سبزه ی یافت نمشود! آنجا که نا امیدی وبی پناهی ! آنجا که عزیزانت فقط یک سرابن برای تیمار کردن تو!برای محرک تو برای آشفتگی!آنجا را تو بنشین!با اشک دیده باغچه جامعت را شوستشو ده !غبار از صورت آن گل ارغوانی بردار!چشمهایت را ببند!دست تخیلت را بگیرو پا در باغچه بگذار!شاخه های یاس را کوتاه کن!آن درخت تاک را هدایت کن! بید مجنون را آب ده!چشمهایت را ببندو دراین آشفته بازار زندگی کن«
هيچ. هيچ. هيچ
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0