| |
|
|
|
|
جمعه 21 شهریور 1393 ساعت 02:17 |
بازدید : 189 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:25 |
بازدید : 170 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )
من ماندم وجهانی از ظلمات !روبه پایانم!به دنبال رمقی بودم برای ماندن!نیافتم!پس انتظار پایان را میکشم!یاپایان خودم یا این داستان را!,,,هیچ هیچ هیچ,,,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:23 |
بازدید : 217 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )

درقفسم تنها!حتی زندان بان هم از من میگریزد! تنها چیزی که آشکار میکند من هنوز زنده م,,,گرمای طاقت فرسای اینجاست!دلم لمس بهار میخواهد!دل من لمس باران رامیخواهد!اماتنهاچیزی که دراین چهار دیواریست,,,گلهای صورتی برلحاف کرم رنگ منست!!!چشمهایم رامیبندم !لمسش میکنم!گاهی بومیکشمش!,,,بوی زندان بانم رامیدهد!این بو مرا از رویایم بیرون میکشد!ومیفهمم آن گل تنها یک نقش ست وبس!!!",,,هیچ هیچ هیچ,,,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:22 |
بازدید : 148 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )

کاش برای لحضه ای ازخودت میپرسدی!چه کردم بازندگی وآرزوهایش!که حتی بهشت هم نمیخواهد!او تنها نابودیش راطلب میکند!!!",,,هیچ هیچ هیچ,,,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:21 |
بازدید : 178 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )

صدا ازپنجره به گوش میرسد!چشمانم راباز کردم !من کابوس میدیدم!وصدا!صدای گنجشک ست!بانوک میکوبد برپنجره اتاق من! اوخودش رادرشیشه میبیند!وبه خیال خود پشت شیشه گنجشکی دیگرست!من باچشمانی بسته درکابوس تنهایم بودم!امابیچاره گنجشک!باچشمانی باز به دنبال جفت خودبود!چه کسی قادرست،به او بفهماند او هم خواب ست!باور نخواهد کرد تنهایش را... همچو تو که باور نداری تنهایت را!با هر صدای از گوشیت که ازجا میپری میگی شاید برگشته!اما حیف ....ماهمه خوابیم"! ,,,هیچ هیچ هیچ,,,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:20 |
بازدید : 167 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )
اینجا,,,برای من آخر دنیاست!!! من,,, مردن خودم را لمس میکنم!!! پوست انگشتانم برصورت مرگ میکشم!!! بر گونه های لطیف ویخ کرده آن!!! خدایا درد میکند ذهنم!!! دستمال میبندیش!!! ,,, من نمیدانم از مردنم,,,از زندگیم چه میخواهم!!! من انتظار کسی رانمیکشم که عشق رابه من یاد دهد!!! من میترسم!من گور گرفته ام! ای آرامش دهنده ی دردهای سینه م! ای نابودگر زیبای من!بیاومرادرآغوش بگیر!بیا بیا مرگ عزیز من! بیاتا گونه هایم رابرصورت سرد تو نهم!مرگ عزیزمن!بغلم کن ,,,آنقدرمحکم بغلم کن!که این نفس های تکراری ودردناک رهایم کنند!,,,هیچ هیچ هیچ,,,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:19 |
بازدید : 177 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )

من درتنهایم یک دوست خوب یافتم!هرگاه بخواهم درآغوش اوجا دارم! به تو هم نام اورامیگویم!اما راز دار من باش! نام دوست همیشگی من,,,"سایه ست"هیچ هیچ هیچ ...
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:18 |
بازدید : 177 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )
حال,,, تنها دلم سکوت رامیخواهد!,,,خدایا,,,به این پریشانی بگو ساکت باشد!,,,تنهایم بگذارید,,,آرزوهای من بگذارید تنهاباشم,,,اظطراب، برای لحضه ی جسمه خسته مرا دراین اتاق سردازغم وتباهی تنهابگذار,,,ناتوانم از ترسیدن برای نرسیدن شایدهم رسیدن!!!به آنچه دوس دارم,,, تبسم!!!همراه با نفس هایم نبودی,,,حال که دیگر نفسی نیست,,,مال من باش وزیبای ده,,,به این نقاشی غم بار,,,واردشو تاجسمه نیمه جان من ولبان این مترسک بی روح"باتو از این کلبعه فقر بدرود بگوید",,,هیچ هیچ هیچ,,,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:16 |
بازدید : 219 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )

درد!,,,,تو میدونی درد چیه؟ ,,, درد اینه که کنار عشقت باشی ودلت واسش تنگ بشه!درد اینه که از دستش دلخور بشی وتاصبح هق هق کنی اما چشات تو حسرت اومدنش بمونه!تو حسرت نوازشش بمونه!درد اینه که عشقت باتو زیر ی سقف باشه اماتو، دلت لک بزنه یکی ی کوچلو نازتو بکشه! هیچ هیچ هیچ ...
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 22:15 |
بازدید : 218 |
نوشته شده به دست saeidam |
( )
بی پناه ترو تنهاتراز همیشه شدم دیگه هیچکسو ندارم؛فک میکردم کناربابام آرامش دارم اما من دیگه هیچ جا هیچ آرامشی ندارم دلم از همه گرفته حال کسی رو ندارم خدا من منتظر مردنم من اعتمادمو به همه از دس دادم چیزیم واسه از دس دادن ندارم هیچ هیچ هیچ...
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|