انقد تهی شدم از خودم که هرچه روزی آرزویم بود را حالا رهای میخواهم از بندبودنشان؛زود احساس پیری میکنم مثل کسی که تمام خوشی ها راسپری کرده باشد وحالاگوشه ی برای کز کردن وخلوت باخود میخواهد؛تنهاچیزی که نیاز دارم سفرست فقط سفربه سکوت به تسکین دهنده این من تهی ؛این روح سرگردان هیچ هیچ هیچ
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0