
!امروز این کوچه باغ کاه گلی زیباتر از همیشه هست!با تاک های که همه دیوار را پوشانده!وچشمهای مرا مست تماشای خود میکند!چشم باده ننوشیده من!باده میدهد به دست این صورت خسته من!لبانم مست مست میشود از این باده واین می!بی خودی میخندد! اما نمیدانم چرا این اشکها بر روی گونه های من میرقصد!«هیچ هیچ هیچ»
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0