عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

اَرِنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد تو که با منی همیشه، چه "تَرَی" چه "لن ترانی"

آمار مطالب

:: کل مطالب : 52
:: کل نظرات : 9

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 20
:: بازدید هفته : 79
:: بازدید ماه : 108
:: بازدید سال : 202
:: بازدید کلی : 202

RSS

Powered By
loxblog.Com

خاطرات کاغذی

حرف هایی که نمیشود گفت
دوشنبه 10 دی 1403 ساعت 12:34 | بازدید : 14 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

 هرکسی گمشده ای دارد،

و خدا گمشده ای داشت.

هرکسی دوتاست،

و خدا یکی بود.

و یکی چگونه می توانست باشد؟

هرکسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست،

و خدا کسی که احساسش کند، نداشت.

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند.

خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمند.

و زیبایی همواره تشنه ی دلی است که به او عشق ورزد.

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

و غرور در جستجوی غروری است که ان را بشکند.

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور،

امّا کسی نداشت.

و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند.

زمین را گسترد و آسمان ها را بر کشید.

کوه ها برخاستند و رودها سرازیر شدند و دریاها آغوش گشودند.

و طوفان ها برخاست و صاعقه ها درگرفت.

و باران ها و باران ها و باران ها.

“در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود“.

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.

و با نبودن چگونه توانستن بود؟

و خدا بود و با او اعدام بود.

و عدم گوش نداشت.

حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم.

و حرف هایی هست برای نگفتن،

حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند.

و سرمایه ی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.

حرف های بی قرار و طاقت فرس

که همچون زبانه های بی تاب آتشند.

کلماتش هریک انفجاری را در دل به بند کشیده اند.

اینان در جستجوی مخاطب خویشند.

اگر یافتند آرام می گیرند

و اگر نیافتند ، روح را از درون به آتش می کشند.

و خدا برای نگفتن، حرف های بسیار داشت.

درونش از آن ها سرشار بود.

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

و خدا بود و عدم.

جز خدا هیچ نبود.

در نبودن، نتوانستن بود.

با نبودن، نتوان بودن.

و خدا تنها بود.

هرکسی گمشده ای دارد.

و خدا گمشده ای داشت.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
جمعه 14 اردیبهشت 1397 ساعت 22:41 | بازدید : 91 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

 زندگی‌ گر هزار باره بٌوَد 

بار ديگر تو 
بار ديگر تو...
 
#فروغ_فرخزاد 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
جمعه 14 اردیبهشت 1397 ساعت 22:34 | بازدید : 80 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

 یادگاری 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
جمعه 14 اردیبهشت 1397 ساعت 21:46 | بازدید : 87 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

 یادگاری 

چ زود گذشت این عمر 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
شنبه 18 دی 1395 ساعت 04:27 | بازدید : 109 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

دختری کنار پنجره آمده است.چهره اش معمولی ست .زیبایی خاصی ندارد.از سایه اش به هنگام رقص هم می شود فهمید که از اندام خوش تراش چیزی نصیبش نشده.چشم هایش از دور بی هیچ حسی یادآور تکرار است.موهایش فقط محض زنانگی شانه خورده اند .او را دوست ندارم اما نگاهش می کنم.هر شب .مثل او زیاد دیده ام در شهر . مثل او زیاد پیدا می شود .اندازه ی تمام پنجره های شهر .معمولی معمولی.یک بار هم اشتباه کردم به خانه شان زنگ زدم گوشی را برداشت خودش بود .صدایی خش دار .مردانه.مردانه هیچ ظرافتی ندارد این همسایه.ولی نمی توانم دست از تماشای او بردارم.چیزی ناشناخته مرا به او مشغول کرده.دلم می خواهد همه ی کارهایم را کنار بگذارم و ببینمش.از همین جا .هر شب.همیشه.حتی زمانی که دو صفحه مانده تا خواندن کتاب هایی که هدیه گرفته ام تمام شود.اما شک ندارم تا بفهمد کسی حواسش به اوست زیبا خواهد شد.خوش تراش .ظریف .نه نمی گذارم بو ببرد.معشوقه بودن شغل خوبی نیست.همان طور که عاشق بودن درآمدی ندارد.بی علاقه دوست داشتن.یا علاقه داشتن ،بی دوست داشتن.من دلم می خواهد همینطور پیر شویم هر دو.بی آن که پنجره ها زیر بار صبح آشنایی بروند.دوست دارم همیشه بین تخت من و تخت او یک خیابان پهن عبور کرده باشد.و ماشین ها هر روز با بوق هاشان یادآوری کنند این فاصله خوب است خوب است خوب است.و  مثل تمام آن کتاب هایی که تمامشان نکردم ،اندازه ی دو صفحه  از او مانده باشد.من از نتیجه گرفتن های ته داستان ها بی زارم.از فهمیدن چیزی که مرا به او مشغول کرده.دختری که مثل او زیاد پیدا می شود. .


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
یکشنبه 03 اسفند 1393 ساعت 22:26 | بازدید : 132 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

 امیدوارم خدا همه روزاتونو قشنگ کنه دلبندای من همه روزاتون پر بشه از حس قشنگ به لطافت بارون پراز انرژی مث بو کشیدن بوی خاک وقتی که بارون خودشو تو آغوشش جا میکنه.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درد دارد....
چهارشنبه 22 بهمن 1393 ساعت 00:38 | بازدید : 389 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )
                          
 
                                            درد دارد...
 
وقتی میرود...
وهمه میگویند دوستت نداشت...
وتو نمیتوانی ثابت کنی ک هر شب با عاشقانه هایش خوابت میکرد...
 
 
                                  .....................هیچ هیچ.  هیچ.  .........................

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تن من زخمی است...
چهارشنبه 22 بهمن 1393 ساعت 00:37 | بازدید : 429 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

 

 

 

                         

 

وقتی تن کسی رو زخم میکنن دیگه بعدش نوازش کردنش 

فقط دردشو بیشتر میکنه
ما آدما چرا همیشه اول زخم میکنیم بعد نوازش!!!!!
 
                                                خاطرات كاغذي

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تلخی
چهارشنبه 22 بهمن 1393 ساعت 00:37 | بازدید : 258 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

                                                   Image result for ‫عاشقانه ها‬‎ 

                           تلخی این روزهایم راببخشید   دیگر قندی در دلم آب نمیشود...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
رز فراموش شده...
چهارشنبه 22 بهمن 1393 ساعت 00:36 | بازدید : 267 | نوشته ‌شده به دست saeidam | ( نظرات 0 )

                                                        Image result for ‫رز زرد‬‎   

من در باغچه این زندگی فراموش شده ام...

 
 
 
 
 
 
 
همچو یک رز
 
 
 
 
یک٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬ رز زرد...
 
                                                         «هیچ هیچ هیچ»

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل123...6صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران